شوپ بلاگ

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان ريدن زن تو دهنم
 
بردگی برای 10 تا زن – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/بردگی-برای-10-تا-زن
Translate this page
Oct 16, 2016 – … پاهای مختلف زنان و دخترارو گرفته بود ارباب خودم میسترس شبنم اومد و با ارباب نسیم که مهندس بود و ارباب سایه که همسن خودم بود سه تایی شاشیدن تو دهن و صورتم شاش هرکدوم یه طعم داشت میسترس ها سه تایی تو دهنم میشاشیدن و من نصف شاشونو میخوردمو میسترس نسیم چادریه و ساغر هر کدوم یه لیتر تو دهنم شاشیدن و من …
زن عوضی
https://shahvani.com/dastan/زن-عوضی
Translate this page
Feb 13, 2011 – سلام دوستان من محسنم 35 سالمه و زنم مریم 25 سالشه قدش 170 وزنش 58 و سینش 70 کونش جنیفر خیلی سکسیه در ضمن ما عاشق کثیف کاری تو سکسیم اخره همه … امد ریختم تو کونش لبشو گاز کرفتم گفت محسن انم میاد گفتم اخخخخخخخخخخخخخخ قربونه انت نشست رو سینم شورو کرد ریدن خیلی حال میداد با دهنم ابشو اوردم …
مربی پیلاتس رید تو دهنم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مربی-پیلاتس-رید-تو-دهنم
Translate this page
Sep 19, 2016 – آیفونو زدم رویا اومد بالا یه پالتو پوشیده بود خیس خیس بود بارون اومده بود گفتم چرا انقد طول کشید گفت ترافیک بود ماشینم تو جلوی پارک گذاشتم جا … داد تو دهنم بلند شد و رفت خودشو دوباره شستو لباساشو پوشیدو پونصد تومنو برداشت و با خنده نگام کرد و گفت خیلی دیوونه ای به منم حال داد تو دهنت ریدم گفتم …
بالاخره شاشید تو دهنم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/بالاخره-شاشید-تو-دهنم
Translate this page
Mar 7, 2017 – خیلی زن سفتی بود. واسه سکس با من له له میزد ولی بروز نمیداد.بالاخره بعد از سه سال خایه مالی و خرج کردن واسش راضی شد برم خونشون.چندباری رفتم ولی رابطه فقط در حد لب و بغل بود. … تا آبمون اومد پاشد کوسشو گذاشت دم دهنم و هم شاشید و هم آبمو ریخت تو دهنم و کتکم زد و تف انداخت که بخورم. … عزیزان این داستان نیست
انداخت تودهنم – داستان ریدن زن داداش تو دهنم – صفحه اصلی – مجله ایرانی
iranimag.ir/detail/1814425/article/4
Translate this page
فالگیره هی رمل و اسطراب انداخت، هی نیگا به داداش كرد، داداش لباس شخصی پوشیده بود ، هی رمل …. با انگشتم ،تا خود امروز می ترسیدم انگشتم رو تو دهنم کنم آخه درد داشت – انداخت تودهنم – ٨ اردیبهشت ١٣٩٧ – ٠٣:٠٧:۴٩.
داستان ريدن زن تو دهنم – بیا تو

 







NS